نباشه
برادر کوچیکتر اقای خونه صاحب بچه شدن .صبح داشتم نخودچی رو میفرستادم بره سر کلاس و مشق و مدرسه
گفتم من میرم بیمارستان پیش زن عمو نی نی اورده ظهر بابا محمد میاد دنبالت میری خونه میترا جون ناهار میخوری بعد اروم باش شلوغ نکن کلافه شون نکن تا من بیام دنبالت باشه؟
سرتق سرتق نگام کرد گفت حالا اگه من بگم نباشه !!!!
تو نمیری بیمارستان و ظهر میام خونه خودمون ؟
گفتم من میرم بیمارستان پیش زن عمو نی نی اورده ظهر بابا محمد میاد دنبالت میری خونه میترا جون ناهار میخوری بعد اروم باش شلوغ نکن کلافه شون نکن تا من بیام دنبالت باشه؟
سرتق سرتق نگام کرد گفت حالا اگه من بگم نباشه !!!!
تو نمیری بیمارستان و ظهر میام خونه خودمون ؟
***
مریم عزیزم برام خصوصی پیام دادی من دسترسی به ایمیل ندارم اگه میشه شماره تلگرام تلفن و اینا برام بذار مرسی گلم
+ نوشته شده در دوشنبه بیستم مهر ۱۳۹۴ ساعت 15:44 توسط نانا
|
رۆڵهی خۆشهویست بینایی چاوم هێزی ئهژنۆم و هیوای ژیانم