حتما نوشته امروز نازنین رو پیگیری کنید
من زودتر اعلام کردم چون دارم میرم سرکار و نیستم
بعد از خوندن خبر این موضوع اینقدر حس بدی داشتم
من ؟
من یک پرستارم اسمم پرستاره
اما هنوز شرح وظایفم رو نمیدونم من هنوز نمیدونم شیو مریض به عهده منه یا کمک بهیار من هنوز نمیدونم بخیه زدن و گچ گیری کار منه یا پزشک مربوطه
من یک پرستارم یک انسانم یک زن 32 ساله که تو اورژانسی کار کردم که با بیشترین حجم بیماران سوانح تو کشیک شب با همکاری یک پرستار دیگه و یک پزشک سالهای سال کار کردم زمانی که هنوز طرح بهره وری اجرا نشده بود و ما حق استفاده از 3 ساعت استراحت رو داشتیم کلا تو شیفتهام به دلیل کمبود نیرو و تعداد زیاد بیماران نمیتونستم از این زمان استفاده کنم و تا صبح کار میکردم
من یک پرستارم که بیشتر اوقات درگیری و توهین لفظی بیماران و همراهانشون رو تحمل کردم
من یک پرستارم که بارها مورد حمله و حتی ضرب شتم بیماران یا همراهنشون قرار گرفتم میدونید چرا ؟
چون مریض توقع داره در کوتاه ترین زمان ممکن کارش انجام بشه و به دلیل کمبود نیرو عملا این ممکن نیست
من یک پرستارم که وقتی مورد لطف قرار گرفتم از اورژانس منتقل شدم به بخش جراحی
اینجا یک بخش بود با 30 تا مریض و فقط سه پرستار
اینجا هم بیشتر وقت من صرف گرفتن توضیحات تلفنی به پزشک میشد میشد میتونید چرا ؟
چون خیلی از پزشکان زحمت نمیدادن به خودشون برای ویزیت بیاین
من باید با همراه مریض سر و کله میزدم که چرا دکترشون گفته امروز عملش میکنه و هنوز خبری نیست ؟میدونید چرا
قضیه همون زیر میزی بود زیر میزی که پزشک باید بگیره تا مریض رو ببره اتاق عمل
اینجا باز هم من بودم که باید جوابگوی مسئولین باشم که چرا عمل مریض کنسل شد ؟
چی باید بگم ؟یعنی خودشون نمیدونن چرا ؟
میدونن و از من جواب میخوان
مریض فرار میکنه اول همه من توبیخ میشم چرا ؟
شاید نگهبان بخش هم من هستم و خبر ندارم
این جوابگویی ها چقدر وقت میگذاره من به کار بالینی مریضم برسم
من باید توضیح بدم چرا برای فلان مریض بیشتر از یک انژوکت تو یک روز مصرف شده ؟
گذاشتم تو جیبم بردم خونه باهاش تابلو درست کنم
وقتی جنس خریداری شده کیفیت نداره باز من باید جوابگو باشم
تو همه جلسات ماهانه انگشت اتهام رو به من پرستاره ؟
من یک پرستارم
مریض از من توقع اعصاب اروم داره توقع داره به همه سوالهاش جواب بدم توقع داره نگرانیش رو برطرف کنم توقع داره از من جواب درست بشنونه
اما هیچ وقت زمانی برای پرستاری اصولی از مریض برای من نمیمونه
و من یک پرستار بد اخلاقم که همیشه اخم رو صورتمه میدونید چرا اخم
چون کافیه خنده رو لبت باش و متهم بشی :
نشمیل جان واقعا شما حاضر بودی توبیخ بشی بخاطر اون شخص؟ شما پرستارین؟ من که پرستار این مدلی ندیدم میدونم بین شما هم ادمای خوب زیاده ولی واقعا معذرت میخام ولی هر پرستاری تا بحال دیدم خیلی بی ادب و بی عاطفه با بیمار و همراهان رفتار میکنه و فقط مدام در حال نشون دادن زیباییهاشون به پزشکا و.. هستن شرمنده که دلم از همکاراتون پر درده
این کامنت رو یکی از خواننده های وبلاگم گذاشته بود که واقعا دلم رو به درد اورد
اره من یک پرستارم نه یک هرزه
من پرستارم ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
خیلی جاها گشتن نبود به من گفتن من هم به همه دوستانی که میدونستم میتونن پیدا کنن اس ام اس دادم که اگه پیدا کردن بگن
که این اتفاق افتاد
نیم ساعت بعد از پیام :
رزی :سلام چطوری نشمیل وایییییییییییییییییییییییییی مبارکه عزیزم خیلی خوشحالم برات
من :هاااااااااااااااا واسه چی مگه چی شده ؟
رزی :قربونت برم بارداری دیگه
******************
چند دقیقه بعد
رضا :سلام خوبی کجایی ؟
من :خونه مامان اینا
رضا :چرا رفتی بالا
من :خب اومدم پیش مامان کمرش درد میکنه خب
رضا :برو کلک ما رو سیاه نکن
من :وااااااااااااااااا چرا
رضا :هیجی فقط خواستم بگم مبارکه خیلی مواظب خودت باش
****
یک ساعت بعد
کژال :واییییییییییییییی قربونت برم نشمیل داری دوباره مامان میشی گفتم غصه نخور بردیا برمیگرده تو بغلت
من :چی بگم من اخه
*****************
سحر :نشمیللللللللللللللللللللللللللللللل الهی شکر نمیدونی چقدر خوشحالم
همین جور تلفن تبریک بود که میشد یعنی من به رضا و رزی گفتم به همه گفتن
تو همین زمان یک دارو هم برای خودم میخواستم که به یکی از دوستهای گل پسر گفته بودم برام پیدا کنه که این برای خودم بود و اصلا ربطی به بارداری نداشت
مامانم که کنجکاویش گل کرده بود که جریان چیه داشت گوش میداد
من :اره بابا واسه خودم میخوام برام پیدا کن
مامانم که میدونست خب من اینجام و اصلا کوروش رو ندیدم موضوع رو متوجه شد و کلی خندید
از اون طرف من واقعا جوابی به اونا ندادم چون هرچی میگفتم برای خودم نبوده باور نمیکردن
این بود که پیامی فرستادم به این شرح
شما ها همتون خیر سر من تحصیلکرده هستین و میتونید برای زاد وولد چه بین انسان ها چه حیوانات و چه ه رموجود زنده ایی خب احتتیاج هم به جنس ماده هست هم نر و من این شرایط رو ندارم ازتون خواهش میکنم برای جلوگیری از مبتلا شدن به الزایمر در سن پیری یک مقدار به اون سلول های خاکستری مغزتون فشار بیارین خب
و در یک پیام دیگه :
من چه گناه یکردم یک مشت دوست و فامیل خنگ دورم رو گرفتن اخه نابغه ها من اگه اشتی بودم بیمار نبودم که بیام و ردل مامان بابام بشینم خب اخه میرفتم خونه خودم میشه بپرسم این فکر از کجا به اون ذهن خنگتون رسید ؟
و هیچ جوابی از این خنگ ها نگرفتم هنوز
یعنی مریض باشی و ندار باید چیکار کنی
***
میتونست وقتی دید بدهکاره بگذاره و بره اما .....
ای کاش ......
زود تند سریع دست به کار شید
فعال شبد
تعطیلات عید تموم شده بجنبید
باید بترکونیم
منتظرم
***
هی نشمیل تنبل خودت هم بدو اولا همه کارها رو انداختی گردن فروز خجالت بکش
دوما چرا شرکت نمیکنی
اقا این یک تهدیده هر کسی شرکت نکنه پوستشو میکنم
مینا جون وسار جون جوابتون رو تو کامنا نوشتم
باز سوالی هست بپرسید
درود
با پیگیری بچه های گروه مهر در مشهد ، تهران و سیدنی برنامه دیدار با سالمندان در تاریخ 19 اردیبهشت برابر با 9 May پنجشنبه به شرح زیر برگزار می گردد :
- تهران : ساعت 14:30 تا 15:30 به نشانی : جاده قدیم قم،بعد از بهشت زهرا، انتهای کهریزک ، سمت چپ ، بلوار دکتر حکیم زاده ، آسایشگاه سالمندان کهریزک.
- مشهد : ساعت 15:00 تا 16:00 به نشانی : بلوار لادن ، لادن 13 ، پلاک 21 ، سالمندان ایران.
- سیدنی : ساعت 10:00 صبح تا 11:00 صبح . به نشانی :
Gough Dr, Castle Hill NSW 2154
نماینده گروه در این شهرها راس ساعت گفته شده و در نشانی داده شده چند دقیقه به انتظار دوستانی که مایل به پیوستن به برنامه هستند می ایستند . سپاس از همراهی گرم شما
یک درگیری الکی سر هیچ
میدونستم پشت این درگیری و درگیری های اینروزها یک شخص خاصه
کسی که زندگی شخصی رو با کار درگیر کرده
تا امروز هی صبر کردم ولی خب صبر ادم تموم میشه
فکر کنم نیم ساعتی بحث کردیم خیلی حرفا زدم خیلی چیزا شنیدم
حالم بد شد از این کار از درگیری های بی مورد از اینکه میدونم خودت رفتی اون پشت قایم شدی داری یک نفر دیگه رو میندازی به جون من
اخه چرا؟
جدل که تموم شد نشستم چشمامو بستم بعضم رو قورت دادم به خودم مسلط شدم
بعض لعنتی از بین نمیرفت
رفتم تو رختکن بی هدف در کمدم رو باز کردم چند دقیقه ایی نگاه کردم به در کمدم و زدم زیر گریه
شاید برای سبک شدن به اون گریه نیاز داشتم
بدم میاد از این جور ضعیف شدن
وقتی برگشتم تو بخش چشمام و صدام هوار میزد گریه کردم
بچه ها همه اروم بودن و داشتن کار میکردن حتی سر به سر گذاشتن های هر روزه که باعث میشد بخندیم هم موثر نبود
من هیچ وقت سرکار گریه نمیکردم هیچ وقت سر درگیری های کاری خودم رو نمیباختم
اما تازگی شاید لوس شدم
اره لوس شدم قبول دارید؟
دوست ندارم این گریه ها از ضعف باشه
**
پونه جان اصلا وبلاگ روژین برای من باز نمیشه شماره تلفن رو به دختر عمه همسرت دادم
از اون بگیر بی زحمت ببخش منو
عاشق اینکه دم غروب برم تو حیاط و زل بزنم به اسمون بشینم رو زمین تکیه بدم به دیوار پاهامو جفت کنم تو بغلم دستم رو بگذارم زیر چونه ام و به ابرها نگاه کنم
باد میاد موهامو تکون میده اخ که چقدر دوست دارم خنکی باد رو بین موهام
از بهار لذت میبرم
از دیدن گوجه سبزها و توت فرنگی ها
دیروز بعد از چند وقت بالاخره یک توت فرنگی خریدم که اصل بود و عطر داشت مزه داشت
میرم سرکار از کار لذت میبرم
اروم شدم با مریضها میخندم باهاشون شوخی میکنم
تو خونه زندگی همون ریتم همیشگیش رو داره
سکوتی که دوست ندارم هیچ کسی بهمش بزنه
خونه ارومی که تنها صداش صدای موزیکیه از کامپیوتر پخش میشه
همه جا تاریک تنها نور روشنایی خیلی کم اباژور گوشه سالنه و گه گاه هود اشپزخونه
کتری اروم اروم میجوشه و چای دارچین مزه میده بدجور اونم با توت خشک یا تلخ تلخ
هوا که تاریک میشه من کیف میکنم پنجره ها رو باز میکنم پرده ها رو که تا الان برای اینکه نور نیاد کیپ کرده بودم باز میکنم باد میاد یک گوشه از پرده رو تکون میده صدای قشنگی داره
لذت میبرم از این تاریکی از این وزش باد از اینکه از پنجره بیرون رو تو تاریکی دید بزنم بیرون رو
عقربه های ساعت دنبال هم میرن هوا تاریک و تاریک تر میشه و ارامش شهر بیشتر میشه صدای ماشین ها کمتر و کمتر میشه
صفحه ف بازه و دوستانی که لطف دارن همیشه بهم
یک ذره گپ میزنیم
و یکی از این دوستان منو مهمون میکنه به شنیدن صدای زیبای چکاوکی که تو تاریکی شب داره تو باغچه خونشون میخونه
چقدر دلچسب بود و زیبا
اینم گوش کنید
http://s4.picofile.com/file/7750638060/Sattar_and_Leila_Forouhar_Ft_Hamid_Talebzadeh_Medley_128_.mp3.html
http://s4.picofile.com/file/7750608709/Jamshid_Harjoor_Mikhay.mp3.html
این هم متنی که برام نوشتی بود
عزیزترینم روزت مبارک
این تقدیم به تو
و این هم اهنگش
http://s3.picofile.com/file/7661108923/Mohammad_Reza_Hedayati_Ba_To_Arumam_128_.mp3.html
صفحه ام باز بود حواسم به گوشیم نبود
که برام پیام امد نشمیل جواب تلفنم رو بده کار دارم باهات
فرزانه عزیزم زنگ زد و من فقط صدای گریه اش رو میشنیدم
بند دلم پاره شد
تا برام توضیح داد دختر نازش از روی نمیدونم مبل یا تخت خورده زمین و الان حالت خواب الودگی داره
میدونستم زیاد مهم نیست و برای بچه تو این سن خواب زیاد هست و شاید الان ساعت خوابش باشه
گفتم بهش ببرتش دکتر
چند دقیقه دیگه که زنگ زدم خانوم گل بیدار شده بود و داشت گریه میکرد خیالم راحت شد
اطمینان دارم چیز مهمی نیست
اما بردنش بیمارستان
دعا کنید هیچ مشکلی براش به وجود نیامده باشه
اتاق من د رخانه پدری تو همون سویته که براتون تعریف کردم این اتاق من یک پنجره داره به حیاط همیشه فصل بهار این پنجره بازه ومن عادت دارم میوه ای تابستونی رو بدون اینکه بریزم تو بشقاب از یخچال بردارم و بخورم یکی از این میوه ها گوجه سبزه خب تکلیف هسته هاش چی میشه ؟
معلومه از اون پنجره شوت میشه تو حیاط
قبل از اینکه مزدوج شیم و از خونه پدری بریم همیشه مامان دعوام میکرد که نشمیل ادم باش نکن این کارو
مزدوج که شدیم مامانمون فکر کرد ادم شدیم
تا اینکه امروز باز گوجه سبز و شوت کردن هسته اش به بیرون
هسته رو شوت کردم
جیک ثانیه بعدش دیدم در میزنن
مامان پشت در بود
و فقط گفت
من الکی امیدوار بودم به ادم شدن تو
تو هیچ وقت ادم نمیشی
و باز این مامان بود که نشمیل رو له کرد
مامان عزیزم میترا جون مهربونم عزی دلم که یک زن واقعی یک ماد رمهربون هستی
میدونم دختری نیستم که دلخواه تو باشه
و میدونم با همه این دیونه بازیهام عاشقمی
اینو بدون عاشقانه دوستت دارم
ومنو بابت همه ازاهام ببخش
عزیز دلم پیشاپیش روزت مبارک
اره قبول دارم ولی حجم کاری که روی پرستارهاس باعث این موشوع میشه شما یک بخش پرکار رو در نظر بگیردبا 4 تا پرستار که یکی سر پرستار و عملا به کارهای بالینی نمیرسه 3تا پرستار گاهی باید تا 35 تا مرض رو رسیدگی کنند کارهای بالینیشون به کنار کار نوشتن پرونده که عملا یک کار بیهوده اس و فقط کاغذ سیاه کردنه رو هم اضافه کنید بهش
هر روز کمبود یک چیز هر روز غر زدن مترون پرستاری سر همین کارهای کاغذ بازی ساعت کارهای زیاد رو به این مجموعه اضافه کنید
یک محیط پر از درد
مرگ و میر
روبرو شدن با بدترین صحنه ها
همه اینا تقریبا از یک پرستار یک موجود بی اعصاب میسازه
همه پرستارها دلشون میسوزه برای کسی که داره درد میکشه
قبول دارم برخوردهای ما عصبیه
اما درک کنید شرایط ما رو
من از طرف خودم و همه پرستارها از همتون که با تندی خودمون رنجوندیمتون عذرخواهی میکنم
اما شرایط ما درک کنید
دعا کنید پرستاری تو کشور ما هم مثل باقی کشورها بشه یعنی تعداد زیاد پرستار تو یک بخش که بتونن به راحتی به همه مریض هاشون برسن