نفرین
چن ساله کار میکنم شغلم همینه با مریض بد حال و مریض و همه جوره سرکله زدم
اماامروز یک اتفاقی افتاد یخ زدم
یک مریض داشتیم با سوختگی دست با روغن
دیروز اومده بود پانسمان شده بود و امروز من برای پانسمان مجبور بودم بازم یک تیکه های از پوستش رو اصطلاحا بکنم چون اگه این پوست های مرده رو نکنیم بعدا دردسر میشه برای مریض بهش توضیح دادممیدونم درد داره ولی باید این کار انجام شه و اینکه سعی میکنم هر وقت خیلی اذیت شد کمی صبر کنم
سوختگی خیلی شدید نبود من مشغول شدم و قسممیخورم ا زاولش این منو با صدای بلند نفرین کرد تا اخرش
الهی دستت بشکنه دستت قلم شه واز این چیزا
من چیزی نگفتم مریض بود و درد داشت اما وقتی رفتم تو استیشن نشستم سرم رو گرفتم بین دو تا دستهام اولین باری بود که از شغلم متنفر شدم ای کاش پرستار نبودم
اماامروز یک اتفاقی افتاد یخ زدم
یک مریض داشتیم با سوختگی دست با روغن
دیروز اومده بود پانسمان شده بود و امروز من برای پانسمان مجبور بودم بازم یک تیکه های از پوستش رو اصطلاحا بکنم چون اگه این پوست های مرده رو نکنیم بعدا دردسر میشه برای مریض بهش توضیح دادممیدونم درد داره ولی باید این کار انجام شه و اینکه سعی میکنم هر وقت خیلی اذیت شد کمی صبر کنم
سوختگی خیلی شدید نبود من مشغول شدم و قسممیخورم ا زاولش این منو با صدای بلند نفرین کرد تا اخرش
الهی دستت بشکنه دستت قلم شه واز این چیزا
من چیزی نگفتم مریض بود و درد داشت اما وقتی رفتم تو استیشن نشستم سرم رو گرفتم بین دو تا دستهام اولین باری بود که از شغلم متنفر شدم ای کاش پرستار نبودم
+ نوشته شده در دوشنبه دوم اردیبهشت ۱۳۹۲ ساعت 22:41 توسط نانا
|
رۆڵهی خۆشهویست بینایی چاوم هێزی ئهژنۆم و هیوای ژیانم