اول از همه اينكه غذاها به  لطف سحر نازنين حاضره

كشك بادمجون - سالاد روس -يك نوع كوفته بادمجون -سالاد كرفس -باقالي پلو با گوشت و مرغ  خورشت خلال (قابل توجه بعضي ها )-دلمه برگ و دلمه بادمجون و فلفل و گوجه به اضافه جوجه كباب كه قراره كوروش از بيرون بگيره

ترشي و ماست اسفناج و ماست لبو و ماست بادمجون رو خودم ديشب حاضر كردم و الان تو يخچاله

براي دسر هم شيريني  تر گرفتم هم يك معجوني  مثل  ترايفل ساناز درست كرده برام خونه تميزه ميوه ها رو بايد بچينم و ظرفها رو تا دو ساعت ديگه غذا ها رو سحر مياره 

كار خاصي ندارم خودم هم يك بلوز دارم كوروش برام سوغاتي اورده مشكيه حاشيه هاي ظر يف نقره ايي داره با يك شلوار مشكي ميپوشم موهام رو كه كار خاصي نميتونم باهاش انجام بدم چون خيلي خيلي كوتاهه

پس من حاضرم

لباس كوروش هم حاضره چون خواستم به  لباس خودم بياد شلوار مشكي و پيراهن مشكي به اضافه يك كراوات نقره ايي جرات داره بگه اينا رو نميپوشه

مبل ها و صندلي ناهار خوري رو دور چيدم ميز ناهار خوري گذاشتم يك گوشه براي اينكه غذا روش سرو شه ميز اشپزخونه رو اوردم تو سالن و روش ميوه و تنقلات چيدم

 ميز عسلي  شيما رو اوردم كه من نيارم به اضافه  ميزهاي پروانه جون رو

اين يعني همه چيز  حاضره

براي سرگرمي هم يك عالمه برگه پرينت گرفتم براي اسم فاميل و يك بوم 100*70 براي اون سرگرمي كه نوا گفته بود به اضافه چند تا تيوپ رنگ

الان هم عود روشن كردم و دارم لذتش رو ميبرم

****

ديشب با يكي از فاميل ها رفتم دكتر براي مشكلي كه اون داشت اينقدر اعصابم خورد شد كه وقتي رسيدم خونه حوصله نداشتم  اون دختر كه رفت تو اتاق منم بي حوصله ميچرخيدم

كه برادر شوهر امد با يك روزنامه مچاله شده تو دستش و گرفتش به سمت من كه اينو براي تو اوردم

 بازش كردم فكر كنيد چي توش بود ؟

يك جوجه تيغي ناز و كوچولو

برادر شوهري تو باغچه هاي بيرون سالن پيداش كرده بود اورده بود براي من

اسمش روگذاشتم خشايار و اينقدر نازه ازش عكس گرفتم حتما ميگذارم

بهش ميگم مگه من بچه ام اينو براي من اوردي ؟

.... :نه تو  اينقدر مهربوني كه دوست داشتم براي تو اينو بگيرم فكر كن جلو ي اون همه ادم  دويدم تو باغچه و براي تو گرفتمش

من: رو ابرها ديگههههههههههه حساب كنيد
 خب به خاطر همينه ميگم گل پسرمي ديگه 

 حس كردم صداي سامي مياد كه ميگه نانا

اولش فكر كردم خيالاتي شدم اما وقتي ددوباره صدا زد رفتم در رو باز كردم ديدم فرشته خاله پشت در وايستاده و داره صدام ميزنه  ديدم تنهاس و از پايين صداي الي مياد

الي:نشميل سامي رو ديدي؟

من:اره اين با كي اومده بالا

الي:هيچي ما امديم خونه عمو حميد  تو خونه نيامد از پايين شروع كرد كه نانا نگذاشت من بيارمش بالا خودش دستش رو گرفت به نرده و اومده بالا

خاله قربونت برم نفسم

اومد تو خونه اول همه جا رو گشت برادرشوهر رو كه ديد ديگه كيفش كوك شد اسمش رو هم مخفف صدا ميزنه يك ذره از سر و كول اون بالا رفت و اونا كه رفتن تازه يادش امد كوروش نيست

ميگه كويوووش كوووووو؟

من:نيست بيرونه

سامي:حرف بزنم (يعني تلفن بزن بهش )

زنگ زدم با كوروش حرف زده بهش ميگه بيا مثل اينكه كوروش بهش گفت نميتونم كار داره ميگه خب فيدا بيا (فردا  بيا)

با هم يك ذره بازي كردم بعدش امده ميگه لالايي (يعني بخوابم )

خلاصه جيگر شب پبش خاله  خوابيد و خدا ميدوني چقدر بهم ارامش داد

صبح هم كه رفتم سركار بردمش خونه عمو حميد كه بيدار شد نترسه عمه اش اونجا بود ديگه (سيران)

سركار بودم زنگ زده كه پاستيل بخر و بيا

 به كوروش هم زنگ زده كه بيا الان داره با كوروش بازي ميكنه

كوروش لباس رو ميگه عوض كنم نظرش اينه با توجه به نبود برديا وقتي هر دو ما لباسمون مشكي باشه نا خود اگاه  باعث ميشيم جمع سنگين بشه

 پيشنهاد كوروش يك لباس محليه

كه اين شكليه

مدلش همينه فقط رنگ  لباس من صورتيه


 به نظرتون خوبه؟



****

پنهاني نوشت:**

اين اهنگها تقديم به نشميل  و خانواده عزيزش و همه كرد زبان ها 

كوروش


http://s1.picofile.com/file/7531018167/06.mp3.html

http://s3.picofile.com/file/7531025585/07.mp3.html


http://s1.picofile.com/file/7531012896/05.mp3.html