يك ساعت پيش داشتم سر و كله ميزدم براي نصب يك نرم افزار و نميشد و منم حسابي قاطي بودم

كه مامانم زنگ زد

بعد از سلام و احوالپرسي

مامان:نشميل ببين تو اين دو هفته مونده به محرم شيما و شوهرش كي وقت ازاد دارن ميخوام پاگشاشون كنم

من:ااااا ول كن مامان حوصله داري پاگشا نميخواد مگه مامان كوروش نيما رو پاگشا كرد؟

مامان:باشه مامانش پاگشا نكرد كوروش كه سنگ تموم گذاشت از هر نظر من به خاطر دامادم حرمت ميگذارم

من:خب اون موقع مامان اون نبايد به حرمت من اين كارو ميكرد

مامان :خيلي خب اينقدر چونه نزن  عالم و ادم ميدونن ناهيد خانوم از تو خوشش نمياد ديگه بعد از اين همه سال باز داري  حرص ميزني ؟چيزي رو كه پرسيدم جواب بده 

من:نميدونم بگذار بپرسم ازشون حالا كي ها رو ميخواهي دعوت كني

مامان:همه اونايي رو كه ميخواست دعوت كنه و اخرش گفت و شما البته هرچند تو پاگشا كردي حتي يك دعوت نكردي

من:مننننننننننننننننن مامان من اصلا پاگشاشون نكردم كه بخوام دعوت كنم كسي رو

مامان :خاك به سر من كنن با اين دختر تربيت كردنم يعني تو شعورت نرسيد بايد پاگشاشون كني

من:خب چرا له ميكني ادم رو من چه ميدونستم بايد پاگشا كنم خب اونا اينجا مث خونه خودشونه ديگه احتياج به پاگشا نداشتن كه .بعدش من شرايطم هنوز نرمال نشده

مامان:شروع كرد به يك نطق 20 دقيقه ايي من باب رسم و رسومات و در اين بين تا جايي كه تونست من رو كوبيد و اخرش هم پاشو ديگه خوتو رو جمع كني و به خودت مسلط باش

وقتي تلفن رو قطع كرد من فرقي با يك  موجود كه زير كاميون له شده نداشتم 

نفهمديم با اين همه كنايه و دعوا كه با من كرد مادر خودم بود مادرشوهر بود ؟

يعني من خيلي اشتباه كردم بچه هار و پاگشا نكردم ؟بايد پاگشا ميكردم؟

الان پاگشا كنم ضايعس؟

مامان من خيلي در بند رسم و رسوماته ؟

البته اينو كه هست مامان هميشه بايد بهترين مهموني ها رو برگزار كنه و همه چي هم مرتب و منظم و فوق العاده

راستي كدومتون يادتونه  لالايي بچگي كه براتون ميخوندن چي بود من يادمه مامان چي برام ميخوند بگين تا منم بگم