اخر هفته
از ساعت 6/30 که بیدارش کردم تا بیدار شد و از خونه رفتیم بیرون 8/15 شد
کلی طول کشید بیدار شد بعدش میگه من چند سال اینموقع صبح بیدار نشدم ببین شما زنها چی به سر ما مردها میارین
بعدش 45 دقیقه صبحونه خوردنش طول کشیده
پس بی دلیل نیست روزهایی که از سرکار برمیگردم اون همه ظرف جمع شده این صبجونه خوردن اقا حکایتی داشت
بعدش منم حوصله ام سر رفت امدم تو نت و داشتیم با محمد گپ میزدیم که امده میگه ااااااااااا سلام برسون و یک یک ربعی هم مشغول گپ زدن با این دوستمون شده البته به اینصورت بالیوان چایی و لقمه اش امده کنار من ایستادهمیگه اینو بنویس اونو بنویس
بابا کوروش من دیرم شدهههههههههههههههه
این از این
بعدش هم من رفتم کلاس
بعدش مامان زنگ زد که کجایی بیا اینجا
نمون منتظر کوروش منم رفتم کمک مامان که شب خب مهمون داشت دیگه و حقیقتش جرات هم نکرده بودم هنوز به بابام بگم ما شب پیششون نیستیم
زرشک پلو با مرغ رو من درست کردم میز یلدا رو چیدم و سحر و وانیا امدن که کوروش زنگ زد که بابام گفت بگو بره دنبال دخترها بیایین اینجا و من جرات به خرج دادم که ما نمیمونیم بایدبریم جایییییییییییی که بابام منفجر شد که
مسخره اش رو در اوردین یعنی چی نیستیم باید همتون باشین اگه شما نباشین مهمونی امشب روبهم میریزم
مگه مهلت میداد من حرف بزنم بالاخره با بدبختی توضیح دادم و متوجه شد و راضی شد ما بریم به شرطی که اخر شب برگردیم
من و کوروش ومینا و بهنوش راهی شدیم
یکی از خانم های مجری رادیو کرج هم قرار بود بیاد که کوروش هماهنگ کرده بود و رفتیم دنبالش و با هم رفتیم
ازاون طرف هم برای مجتمع پسرها کوروش و یکی از دوستانش و یکی از ورزشکارهای عزیز کرجی قرار بودن برن که چند دقیقه ایی هم معطل رسیدن اونها شدیم چون قرار بود کوروش ماشین رو برای ما بگذاره و خودش با ماشین اونها بره
وقتی رسیدیم همه چی اماده یک مهمونی زیبای یلدا بود
از بچه هایی که پارسال دیده بودیم خیلی هاشون رفته بودن یا یکی از اعضای فامیل امده بودن دنبالشون یا منتقل شده بودن به مراکز دیگه
اما هنوز غزاله قشنگ اونجا بود
غزاله امسال رفته کلاس دوم و من هرچه قدر از زیبایی و معصومیت این دختر بگم کم گفتم دختری که به خاطر نداری و اعتیاد خانواده اش در سن 10 سالگی میخواستن بفروشنش غزاله از وقتی امده به این مرکز داره میره مدرسه
شام رو دور هم خوردیم مثل یک خانواده بعدش برای جمع کردن سفره همه با هم کمک کردیم بعدش سیم سوت ثانیه بچه ها با کمک بهنوش ظرفها رو شستن
بعدش مراسم شروع شد حسابی خوش گذروندیم خیلی خوب بود
بعدش خانوم عزیزو هنرمندی که همراهمون بودن با صدای زیباشون برامون غزلی از حافظ خوندن و دبنا بازی کردیم و حسابی شلوغ کردیم
منو غزاله با هم شریک بودیم و من اینقدر شلوغ کردم که غزاله هم با اون همه ساکتیش دست داده بودبه دست من و حسابی شلوغ کرد
موج مکزیکی میزدیم در حد تیم ملی یعنی من و غزاله
(هرجا به موج مکزیکی زن نیاز بود ما هستیم دیگه )
اواو اوااااااااااا او او او
حدود ساعت 11/30 از مرکز امدیم بیرون و بین علما اختلاف افتاد که حالا کجا بریم
کوروش هم ختم الکلام گفت که خونه پدر زنم
پیش به سوی خونه پدر زن
اونجا هم همه جمع بودن از مادر بزرگم و عمه نزهت سحر و ساناز و و الی عموم اینا کژال اینا فرید اینا فرهاد اینا پدر و مادرشون پدر و مادر سحر پدر رضا شوهر کژال هم زمان با ما هم علی و خانومش با دخترهاشون امدن
وای که این دختر کوچیکش چه نازی شده عین سحره
به قول مامانش خب این به اون در که وانیا عین تو شده دختر ما هم شکل عمه اش شده که دلش نشکنه
ما که رسیدم بساط جور شد و به قول کوروش اصلا بدون ما همتون افسرده بودین اومدیم همه شادشدین
فقط سیران نبود که اونم خونه پدر بزرگ کوروش بودن
کوروش دید که اونا نیستن
زنگ زد به مهرداد که
کجایی تو مرد اخه ادم بی فهم ما کل هفته ور دل خانواده هامونیم این زنهای ماباید شب یلدا هم در جوار خاندان شوهر باشن ؟نابغه پاشو بیااینجا ببینم دختر مردم رو برداشتی بردی خجالت هم نمیکشی
و اینگونه بود که عمو و زن عمو ماشاد گشتن از امدن ته تغاریشون
تا امدن سیران و مهرداد ما تعریف کردیم که اونجا چه خبر بود و چیکار کردیم اونا هم که امدن به قول کوروش جمع خاندان حسینی و وابستگان جور شد
جاتون خالی بود خیلی خوب بود
این از یلدای ما
از خدا میخوام سایه بزگترهای عزیزمون روی سرمون حفظ بشه که زندگی بااونا معنی میده
***********
روز پنجشنبه سوتی های فراوانی از فامیل ما پدید امد که وبلا گ من رومیخونن اما معرفت ندارن نظر بگذارن
یک برنامه براشون دارم
ای فامیل و دوست و اشنا که میان قایمکی اینجا رو میخونید چه اهنگی من رو به یاد شما میاره سه روز وقت دارین اون اهنگ روبرام بفرستید
البته همه دوستان میتونن تو این بازی شرکت کنن
حتمادلیلش رو هم بنویسین
ایییییییییی فرید نیایی اهنگ جیمبو رو بگذاری که میکشمت ها
رۆڵهی خۆشهویست بینایی چاوم هێزی ئهژنۆم و هیوای ژیانم