من و گوشواره

من دوست دارم از این گوشواره ها بندازم اما یک مشکلی وجود داره
بگم ؟
قول میدین نخندین
من المیرا و وانیا هیچ کدوم گوشمون سوراخ نبود چون بابای من بدش میامد گوش دختر بچهها رو سورا کنن من و الی بچه بودیم گوشمون رو نگذاشته سوراخ کنن الی که ازدواج کرد رفت و گوشهاشو سوراخ کرد وانیا رو هم یک روز قاچاقی سحر برد و گوشهاشو سوراخ کرد
اما من ......
***
دقیقا میدونم واکنش اطرافیانم به سوراخ کردن گوشم دیدن گوشواره تو گوشم اینه
بگذار بگم چی میشه امین میگه با مزه شدی الی میخنده سحر میگه چه عجب مامان چپ چپ نگاه میکنه بابا میگه این چه کاریه مگه شما برده هستین میرین گوش سوراخ میکنین نیما میاد گوشم رو میکشه فرید میزنه زیر خنده از بس مسخره اس روزبه میخنده قندکش میگه وای نشمیل چه خوجله گل پسر ببینه میگه نشمیل این توییییییییییییییی عمه نزهت یک نگاهی میکنه و میگه تازه یاد افتاده !!!!
رۆڵهی خۆشهویست بینایی چاوم هێزی ئهژنۆم و هیوای ژیانم