فرزاد
از دست دادن یه عزیز خیلی سخته وقتی ناگهانی باشه غیر قابل باور
و من هنوز تو این ناباوری هستم
فقط جیغ های الی و غزل وقتی صدا میزنن فرزاد یادم میندازه چی شده
فرزاد عزیزمون رو تو سانجه تصادف از دست دادیم و هنوز گیج دارم میچرخم
نمیتونم حتی بنویسم چیزی تو ذهنم نیست
از خدا کمک میخوام و صبر برای همه اطرفیان
وابستگی ما دو تا خانواده خیلی بوده و هست انقدری که حتی نمیتونم توضیح بدم فرزاد کی بود نسبت مهم نیست مهم اینکه ما سالهاس مثل اعضای یک خانواده در کنار هم زندگی میکنیم و این مصیبتی برای همه ما بود
و من هنوز تو این ناباوری هستم
فقط جیغ های الی و غزل وقتی صدا میزنن فرزاد یادم میندازه چی شده
فرزاد عزیزمون رو تو سانجه تصادف از دست دادیم و هنوز گیج دارم میچرخم
نمیتونم حتی بنویسم چیزی تو ذهنم نیست
از خدا کمک میخوام و صبر برای همه اطرفیان
وابستگی ما دو تا خانواده خیلی بوده و هست انقدری که حتی نمیتونم توضیح بدم فرزاد کی بود نسبت مهم نیست مهم اینکه ما سالهاس مثل اعضای یک خانواده در کنار هم زندگی میکنیم و این مصیبتی برای همه ما بود
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم تیر ۱۳۹۲ ساعت 3:6 توسط نانا
|
رۆڵهی خۆشهویست بینایی چاوم هێزی ئهژنۆم و هیوای ژیانم