اسپند
همیشه عمه جان من میگفتن اسفند هفته ایی یکبار حداقل دود کنید
منم حرف گوش کن اینکارو میکردم یه روز که رزیتا خونه من بود گفت اخه مسخره این زندگی گهی من و تو رو کی چشم میزنه اخه
دیدم راست میگه منم اسفند دود کن برقی زیبام رو تبعید کردم ته کمد
تا اینکه جمعه باغ پدری بودیم یکی از دوستان خانوادگی امین هم بود
منم که کلا نیشم باز
داشتم بلند بلند میخندیدم که زن دوستش گفت وای خوش به حالت چقدر میخندی هیچ غمی نداری تو
اومد تو دهنم بگم اره من غم ندارم اما هنوز جیگرم برای بچه ام میسوزه تو چه میدونی من چی کشیدم اما سکوت کردم
فقط گفتم خدا بچه تو برات نگه داره
اقا از شنبه من هی اعصاب خوردی دارم
تا اینکه امروز زد به سرم یه اسفند دود کنم
حالا اسفند دود کن نبود با چه بدبختی پیداش کردم
انچنان اسفند و کندری سوزندم که اگه دودش رو اتیش نشانی میدید فوری خودش رو میرسوند
رۆڵهی خۆشهویست بینایی چاوم هێزی ئهژنۆم و هیوای ژیانم