اقا همه دیگه میدونن من تا ساعت ده صبح سگم خب 
امروزم بدپاچه گرفتم و یکی بی اعصاب تر از خودم گیر افتاد و ادبم کرد 
همراه یه مریض یک ربع کنار استیشن ایستاده بود غر میزد رو مخ من بود 
یهو از صندلیم بلند شدم اینجوری بالم رو باز کردم داد زدم چی میگی یه ربع اینا رو سر من داری غر میزنییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی
که اونم بی اعصاب تر از من داد زد 
چی میگی خانم درستتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتتت حرف بزننننننننننن
دیدم نه بابا صداش از من بلندتره 
خونسرد رامو کشیدم رفتم 
تا ساعتها سوژه بچه ها بودم
که حسینی چه بال باز کرد رفت تو حلق یارو بعد راشو کشید رفت 
فکر کنم اون اقاهه هم اعصابش مثل من اول صبح کیشمیشی بود